چهارشنبه، ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
راستش اینستاگرام برای من مثل یه خونه ای بود که داشتم و میرفتم با ذوق بهش سر میزدم، میچیدمش،تمیزش میکردم با مهمونام و خانواده ام معاشرت میکردم و الان بیشتر از سه چهار ماهه که تقریبا بی خانمانم :) بیشتر از سه چهار ماهه یه گوشه نشستم و قوربون صدقه هر اسمی که توی این سایت خرید میکنه میرم. خودم سفارشارو میبندم . مثلا چند روز پیش یکی از شما اشتباهی به جای گزینه مد نظرش یه گزینه دیگه انتخاب کرده بود و وقتی بهم گفت اشتباه از ما بوده یک لحظه هم شک نکردم که من اشتباه کردم . چون این روزا بیشتر از هر وقتِ دیگه ای فرصت دارم برای یه چیزیو هزار بار چک کردن . بیشتر وقتا موقع بسته بندی فکر میکنم چیشده که این خریدو کرده و میشینم کلی حدس میزنم . امیدوارم به هر دلیلی که خرید میکنید کارامون برای لحظه ای هم که شده حالتونو خوب کنن . امروز بعد از مدت ها موفق شدم تمام قسطای این ماهم رو پرداخت کنم و کلی قوربون صدقه این سایت و کاربراش رفتم و به این فکر کردم که واقعا نمیدونم اگر اینجا نبود چی میشد و طی حرکت هیجانی رفتم اشتراک سایتمو برای یک سال دیگه مجدد تمدید کردم :) متاسفانه یا خوشبختانه آدمیزاد بنده عادته و برای کنار اومدن با زندگی هرکاری که از دستم بر بیاد و دارم انجام میدم و به قول نیکی (مربی ورزشِ آنلاینم، یکی دیگه از کارایی که برای کنار اومدن زندگیم انجام میدم )
نباید قدمامونو کوچیک بشماریم و دارم سعی میکنم قدمامو کوچیک نشمارم 🌱

از همینجا ماچ به تک تکتون و مدیونِ اعتماد و حمایت و نیم نگاهای قشنگتون به این کسب و کار هستیم ❤️✨
پ.ن : تک تک سفارشاتون خیلی قشنگن و همتون خیلی خوش سلیقه اید 🫂





